Posts tagged ‘عشق واقعی’

بیا !

فاصله های بین دستانم با تو به قدری زیاد شده که احساس با هم بودنمان در آن روزی که مثل روز برفی بود ولی برفی نبود فراموشم شده. بیا تا دوباره این فاصله را خرد کنیم. بیا تا با هم باشیم و در این روزهای آخر پاییز در هوای سرد خاکستری شهر در زیر نور مهتاب و چراغهای نارنجی رنگ در کنار هم قدم بزنیم و با تنفس هوای سرد در دممان عشقی و در بازدممان حرارتی باشد که سردی هوا را بکشد.بیا تا با هم خاطرات دوران شیرینمان را بار دیگر لمس کنیم. شوق بی مقصود مثل لالی ِ فردیست که درد را نمیتواند فریاد بزند. بیا با من بیا. بیا تا دوباره من با تو ما بشیم. بیا تا دوباره نیاز تک تک سلولهای بدنمان به هم را ارضا کنیم. بیا تا سد شوقمان را با دیواری سفت و رفت محکم و جوندار ببندیم و نگذاریم ذره ای تلاطم این سد را بشکند. بیا !

بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا !

دسامبر 7, 2008 at 10:47 ق.ظ. 5 دیدگاه

برای رسیدن …

به نظر من عشق واقعی وقتی معلوم میشه . که چهره ی واقعی عاشق و معشوق برا هم معلوم شده باشه… یعنی اینکه به فرض اینکه عاشق فلان نقص بزرگ معشوق را فهمید هیچگاه از ان عشق اولیه اش کم نشه. و کسانی که چنین نیستند متظاهرانی بیش نیستند. افرادی که ساده و بی تفاوت از هر کسی رد میشند و خودشونا عاشق میدونند.
این درست است که انسانها در ظاهر ممکن است خیلی خوب جلوه کنند ولی در بطن و درون واقعیشان چیز دیگری باشد. و کمتر به ظاهر خوب فرد نزدیک باشد. مساله عشق در یک نگاه مساله ایست که از روی ظاهر صورت میگرد. با قرار دادن این دو در کنار هم به تناقضی نسبی میرسیم که جواب سوالمان را بدون اثبات و با آزمون و خطا پاسخ میدهد.

به عنوان مثال, شما فرض کنید که در شرکتی استخدام میشوید. و از فلان کارمند در «نگاه اول» خوشتان میاید. دروغ است اگر بگوییم  به خاطر ظاهر علاقه مند نشدیم. چون شناسه ای واضحتر از ظاهر در ان زمان محدود موجود نبوده. شما شکیبایی میکنید و تحقیقاتی را حول موضع مورد نظر به انجام میرسانید. حال خود را عاشق و معشوق میدانید. و یا بهتره بگم برای پایداری رابطه تون اسمش را میگذارید عاشق و معشوق شدیم. مدت زمانی میگذرد. همدیگر را بهتر میشناسید. آن خود ِ واقعی طرفین کم کم بروز میکند. آن خودی که به اصطلاح معلوم نمیشود مگر با رفتن زیر یک سقف. اشکالات – بدی ها و آفات معشوقه تان برای شما روز به روز شکل جدید و کاملتری میگیرد. به طبع از توده انبوه عشقتون کاسته شده و بدی ها را با زاویه ای دیگر نگاه میکنید. حال مسئله ی آزمون و خطا است که اینجا مطرح میشود. رابطه یک رابطه ایست که فضای عشقی دران جریان دارد. اما کمتر از عشق ِوصال مسلما. و در طول زمان هم کمتر و کمتر خواهد شد … اینجا شدت «عشق واقعی» است که هویدا میشود. تفاوت متظاهران و کاربران کلمه ی عشق و عاشقان واقعی معلوم میشود. چون شما قبل از رابطه از نوع و جنس معشوقه تان اطلاعی نداشتید و نمیتوانستید هم که داشته باشید. یا به بن بست میخورید و مجبور به ترک رابطه میشوید. و یا این عشق , عشق واقعی شما بوده و تا سالیانی دور از کنار هم بودن لذت میبرید.

پی نوشت : چیزی که من در این داستان بالا خواستم بگم. اینه برای رسیدن … باید جرات داشت و قدم در راه گذاشت. حتی با وجود اینی که ندانیم اخرش چی میشه … ولی باید میزانی هم داشته باشیم. یعنی احتمال سنجی در  امور مهم و حیاتیست. (اشاره به نتیجه اخلاقی یک این پست)

نوامبر 22, 2008 at 12:01 ب.ظ. 4 دیدگاه


مشترک وبلاگ شوید !

https://i2.wp.com/raoul.lalande.free.fr/innocence/images/RSS.png

آمار

  • 45,988 hits

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

بایگانی

آمار سایت متر